*.*.*من اصلا قصد ازدواج ندارم*.*.*
منتها ديگه خيلي اصرار ميكنيد .... چي بگم ؟ رشد قارچي آمار طلاق و رشد منفي ازدواج در جامعه
ما ، همچنين عدم تناسب تعداد دختران نسبت به پسران ( يعني به ازاي هر پسر پنج دختر ) بنده از
جان گذشتگي ميكنم ، تن به ازدواج ميدهم !در همين راستا ، از تمامي علاقه مندان به وصلت و واجدين شرايط دعوت به عمل مي آيد مشخصات خود را تا پايان وقت اداري امروزچهارشنبه مورخ نوزدهم : ارديبهشت سال جاري به همين ايميل ارسال
نمايند تا ۳۰ سال ديگه كه من پول دار شدم عقد بگيريم.
مهم: محدوديت سني: فقط 19 تا 22 سال( براي حفظ جمع محوري عزيزاني كه سنشون بالاترهستش ميتونن به عنوان خواهر در معيت و پا در ركاب ما باشن:فرنگيا ميگن فميل فرند)
حداقل مشخصات
الف) مشخصات ظاهري
- قد 165-170
- وزن 50-60 بيشتر نباشه هاااا امير حجواني كوپول كه نميخوام! زن ميخوايم
- اندام برزيلي
- چهره متناسب و دوست داشتني
- تيپ تينيجر( آقا خودمم نميدونم چي ميشه ... فك كنم ميشه نازك و خردسال حالا مد شده مام از
همونا ميخوايم )
- لباس مارك پوش حتما
- تمايل به عطر هاي زنانه ( خوشم نمياد مردونه بزنه )
- حتما دامن پوش باشه اونم بلند ( آخه شلوار برا مرده ، دامن برا زن .... خوشت مياد مردا رژ لب بزنن ؟)
- رنگ پوست يا برنزه يا سفيد، وسط نداره بگي من سبزه ام ! نه التماس نكن! سبزه هم با برنزه
فرق داره منو اينجا سياه نكن .... از پشت كوه اومده باشيم از پشت سلسله جبال آلپ اومديم ...
من از تو بهتر مارك لوازم آريشو بلدم ... برو خودتو سياه كن
- رنگ چشم ترجيحا رنگين ( آبي باشه بهتره ... شنيدي ميگن ... ميگن اسمش ثرياست .. چشاش
همرنگ درياست )
- ابدا ، تاكيد ميكنم ابدا عينكي نباشه ! ( آقا لنزم همون عينكه ديگه منتها- اين روشه- اون توشه- )
- دماغ عملي نباشه از 35 به اون ور يه مقاله خوندم افت ميكنه ، گوشتي ميشه !
- مادرش نبايد چاق باشه ( اين خيلي مربوط ميشه چون اين دسته گل به همسايه نكشيده كه ...
علم جنتيك ثابت كرده به مادرش ميكشه ... پس اگه مادرش پا به سن گذاشته چاق شده ، يعني
اينم پا به سن بگذاره چاق ميشه ... منم يه مردم پس فردا اين چاق ميشه من منحرف ميشم !-
جامعه ما هم كه پر شده از گرگ هاي انسان نما ... شوهر داري به خدا سخته )
- استخون درشت حتما ( پس فردا پسرمونم ميكشه به اين ديگه )
- مو حتما بلند ، اكيدا عرض ميكنم بلند ( زن بايد موش بلند باشه ، يعني چي جديدا مد شده ....
مردا زن شدن موهاشونو ميندازن گل شونشون عقب پيش پيشي ميبندن ، زنا كوتاه ميكنن آدم
ميترسه خونه راهشون بده ... فكر ميكني سرباز فراري )
- رقص عالي ( جينگيل جوات نباشه ، شب به شب قراره با ما برقصه ... منم خوش رقصم رقصم
افول ميكنه )
- حتمن رنگ روشن بپوشه - صبح تا شب عزادار نباشه همش سياه ....
- ابروهاش پر باشه كه بعد از يه مدت بتونه اينو مدلشو عوض كن حوصلمون سر نره
- رويش موهاش كم باشه ( من پول ندارم هر روز بدم آرايشگاه )
- صداش نرم باشه ، چيطوري بگم ... ناز داشته باشه ... خشانت نداشته باشه ... بابا آدم ميخواد
تلفني حرف بزنه سكته نكنه ! زبانم بلد نبود حتما لحجه؟ لهجه؟ اش رو داشته باشه
- پيشونيش بلند باشه پاهاش ( انگشتاي پاش ) قشنگ باشه كه پس فردا تابستون صندل پوشيد
آدم ياد پاهاي اون يارو تو چي بود اسمش ؟ ( اين تو ارباب حلقه ها بود ... اسمش يادم رفته ) نيافته
ب) مشخصات مالي
- تك دختر باشه ( حالا داشتم خواهر داشته باشه برادر نداشته باشه پس فردا ميراث خور بشه)
- ترجيحا پدرش بالا 65 باشه - يا سيگاري باشه يا سابقه سكته قلبي مغزي يا هم سرطان داشته
باشه
- حتما متكمن باشه باباش
- باباش يا ماكسيما داشته باشه يا پرادو يا رونيز سوناتا هم بود ايب نداره ... ديگه هيچي هيچي يه زانتيايي مزدايي چيزي
داشته باشه پس فردا ماشين عروس آبرو ريزي نشه
- موبايل 0912 ( خوب آنتن بده) گوشي حتما نوكيا
- خودش حتما شاغل باشه ( بابا اين حرفاي سنتي رو كنار بزاريد ... تو هزاره سوم زن و مرد بايد
دوشادوش هم كار كنن)
- مهريه يك سكه بهار آزادي به نيت خودش
- جهيزيه درست حسابي بياره شامل :
- مبل نشيمن
- مبل پذيرايي
- مبل نهار خوري
- مبل آشپزخونه ( جنسش جوهر باشه - نره از مفت آباد دو تا تير تخته بياره بزاره وسط - ديپورت
ميكنم با خودش همشو خونه باباش من شوخي ندارم ها )
- سرويس آشپزخونه اش قابله و .... همه تيفال
- سرويس چاقو و قاشق چنگال زورينگر
- يخچال حتمن سايد باي سايد ازينا كه يخ تيلينگ تيلينك تف ميكنن بيرون رنگشم استيل باشه
سفيد خز شد رف پي كارش
- سورخكن
- تستر
- ساندويچ ميكر
- و وسائل برقي آشپزخونه هم يا مولينكس يا سامسونگ يا دوو ... ( برنداري چرخ گوشت و آبميوه
گيري پارس خزر بياري )
- همينطور جارو برقي و ...
- لوازم صوتي و تصويري كامل
- سينما خانوادگي با اين تلوزيوناي فلت سامسونگ يا سوني كه مثل هيچكدام ديگر نيست
- لباسشويي كنوود
- اجاق گاز اگرم خارجي نمياره يا پاديسان يا سينجر ( اطلاعات تكميلي بعدا به اطلاع ميرسونيم )
- عروسي هم نيميگيريم ، من به خاطر عشق ميگم ! الان ديگه اين تشريفات و تجملات كه مايه
بقاي زندگي نيست .... ميريم يه سفر با هم مشهد بر ميگرديم ميريم سر خونه زندگيمون مثل دوتا
گنجيشك عاشق كيش و دوبي و تركيه و آنتاليا ... اينا آخه خوب نيست مشهد تبركه ، نيت مقدسه
من به خاطر اين ميگم
ج):مشخصات تحصيلي
- حتما يا كنكوري باشه يا دانشجو
- دانشجوهاي محترم دانشگاه آزاد در صورتي كه تعهد كتبي ازخانوادشون داشته باشن كه شهريه
دانشگاهشون تا قرون آخر پاي اوناس ميتونن ثبت نام كنن
- دانشجوهاي عزيز دانشگاه سراسري هم بايد تعهد داشته باشن كه مخارج جانبي پرداخت ميشه
( آقا زن ميگيرم صلواتي بورس تحصيلي نميديم كه )
- ترجيحا دانشجوي كامپيوتر يا رشته هاي مشابه فني كه پولساز باشه ... ميخوام چيكار بره
دامپروري(دامپيوتر) بخونه از پس فردا بياد ور دلم بشينه !
چهار نفر به قيد قرعه به عنوان همسر ثابت و ديگر شركت كنندگان فله اي صيغه. ![]()
درعالم دوچيزازهمه زيباتر است:
آسمان پرستاره و وجداني آسوده
سلام لطفا با نظرات خوبتون منو خوشحال کنید
اي كاش تنها يك نفر هم در اين دنيا مرا ياري كند اي كاش مي توانستم با كسي درد دل كنم تا بگويم كه من ديگر خسته تر از آنم كه زندگي كنم
سرمايه ي عمره آدمي 1 نفس است و اون 1 نفس از براي 1 هم نفس است. گر نفسي با نفسي هم نفس است اون 1 نفس از براي 1 عمر بس است
انگار بايد به اين سكوت تلخ ادامه دهم انگار بايد لبخند بيروحم را دوباره و دوباره و دوباره تكرار كنم !!! و اشكهايم را كه بي اختيار ميريزند با خنده در آميزم ! تا غم سنگين چشمانم را از چشم ها پنهان كنم ................. انگار بايد باز هم تحمل كنم هنوز براي سخن گفتن زود است....!!!!
دلم هواي نـوشـتن کرده بود امشب ... باد و باراني بود اندرون دلم ... و صداي چند کلاغ و جيرجيرک ... کاغذي و قلمي و کرور کرور دل براي نوشتن ! خوب ... براي که بنويسم حالا ؟ تازه ، براي کسي هم که بنويسم ، چه کسي ببرد برايش ؟! يادم آمد .... آدم براي خدا که چيزي بنويسد و بگذارد زير فرش ، خدا خودش برمي دارد ... !
گاهی لای آرزوهایم گیر می کنم.. اتاقم کوچک است.. اگر به میهمانی ام می آیی تنها بیا ! اتاقم پر از آرزوست.. و اگر خوب نگاه کنی ، زیاد غصه نمی خوری .. بیشتر آرزوهایمان مشترک است
خداوندا تو ميداني که انسان بودن و ماندن در اين دنيا چه دشوار است چه رنجي ميکشد آنکس که انسان است و از احساس سر شار است
دیشب ندیدی که چه محشر کردم با اشک تمام کوچه را تر کردم دیشب که سکوت دق مرگم می کرد وابسته گی ام را به تو عادت کردم
موقعي که خدا پنجره ي بهشتو باز کرد منو ديد ازم پرسيد امروز چه آرزويي داري؟؟ گفتم خدايا هميشه مواظب اوني که الان داره اين نوشته رو ميخونه باش چون برام خيلي عزيزه
پازل دل يکي رو بهم ريختن هنر نيست ..... هر وقت با تيکه هاي شکسته ي دل يک نفر يک پازل دل جديد براش ساختي هنر کردي
بياراده متولد ميشويم. بياختيار زندگي ميكنيم. بدون اينكه بخواهيم ميميريم. داريم زندگي مي كنيم و نميتونيم در تولد و مرگ دخالتي داشته باشيم، اما بياييد آنطور كه دوست داريم ديگران را دوست داشته باشيم تا وقتي كه براي هميشه ميرويم خاطرمان در ذهنها و خاطرها ماندگار شود
علم ثابت کرده که شکر در اب حل ميشه.پس هيچوقت زير بارون راه نرو چون شيرين ترين دوستمو از دست مي دم
ویلیام شكسپیر میگه : زمانی كه فكر می كنی تو 7 تا آسمون 1 ستاره هم نداری یكی یه گوشه دنیا هست كه واسه دیدنت لحظه شماری می كنه...
کاغذتم احساساتت رو روم بنويس .عصبانيتهات رو روم خط خطي كن . اشكاتو باهام پاك كن.حتي اگه سردت شد بسوزونم تا گرم بشي .فقط دورم ننداز
دستتو بكن تو موهات و يه تارشو بگير تو دستت....گرفتي ؟ حالا اوني كه تو دستته ، همونو به صد تا دنيا نميدم
گفتي که مرا دوست نداري گله اي نيست بين منو عشق تو فاصله اي نيست گفتم که کمي صبر کن و گوش به من ده گفتي که بايد بروم حوصله اي نيست گفتي کمي فکر خودم باشم و آنوقت جز عشق تو در خاطر من شعله اي نيست رفتي تو خدا پشت و پناهت بگذار بسوزد دل من مسئله اي نيست
( خودم مغازه زدم
) چند وقتی نبودم به امید خدا از این به بعد در
خدمدتون هستم
برای تو می نویسم . تویی که مرا با عشق خویش خلق کردی .تویی که پرواز به من آموختی بدون بالی برای گشودن . پر پرواز به من دادی بی آنکه خویش بر بال هایم بنشینی و اوج گرفتنم را به نظاره روی
سالها رفت وهنوز يک نفر نيست بپرسد از من که تو از پنجره عشق چه ها مي خواهي صبح تا نيمه شب منتظري همه جا مي نگري گاه با ماه سخن ميگويي گاه با رهگذران خبر گمشده اي مي جويي راستي گمشده ات کيست؟کجاست؟ صدفي در دريا است؟ نوري از روزنه فرداهاست يا خدايي است که از روز ازل پنهان است؟ بارها آمد و رفت بارها انسان شد وبشر هيچ ندانست که بود خود اوهم به يقين آگه نيست چون نمي داند کيست چون ندانست کجاست چون ندارد خبر از خود که خداست.
آنگاه ?ه با دستانت واژه ي عشق را برقلبم نوشتي سواد نداشتم، اما به دستانت اعتماد داشتم. حال سواد دارم اما ديگر به چشمان خود اعتماد ندارم
زياد از حد خود را تحت فشار نگذار خيلي از چيزها وقتي انتظارش را نداري اتفاق مي افتد
دیروز شنیدم از قصابی عباس آقا جیگر دزدیدن …..نگرانت شدم!!!
گفتي:" دور مرا خط بکش?" کشيدم...حالا تو در محاصره ي مني
کجا دنبال مفهومي براي عشق مي گردي که من اين واژه را تا صبح معنا مي کنم هر شب
يک روز عشقت را دزديدم و براي اينکه جاي مطمئني داشته باشد آن را در قلبم پنهان کردم .غافل از اينکه روزي براي پس گرفتن آن قلبم را خواهي شکست
به راحتي مي شود دوست داشتن را به زبان اورد ولي به سختي مي شود ان را نشان داد
يادته يه روز بهم گفتي هر وقت خواستي گريه کني برو زير بارون که نکنه نامردي اشکاتو ببينه و بهت بخنده ...گفتم اگه بارون نيامد چي؟ گفتي اگه چشماي تو بباره اسمون گريش ميگيره ...گفتم :يه خواهش دارم وقتي اسمون چشمام خواست بباره تنهم نزار - گفتي به چشم ...حالا من دارم گريه ميکنم و اسمون نميباره ........تو هم اون دور دورا ايستادي به من ميخندی
کاش این جمله هیچ وقت یادمون نره آدمی چه خوب باشه چه بد باشه مسافره کاش تا دیر نشده قدر همو خوب بدونیم نکنه دیر بشه تا ابد پشیمون بمونیم ............
سلام آهنگ هر سازم سلام اي زندگي سازم تمام هستي ام را من به چشماي تو مي بازم چشات همرنگ خورشيده قشنگه صبح اميده ميون اين همه گلها چشام تنها تو را ديده تو عطر رازقي هستي تو شوق عاشقي هستي نجابت از تو مي باره تو مثل زندگي هستي به اميد سلام عشق هميشه از تو ميخوانم توي تبعيد و تنهايي به ياد تو که مي مانم .
اگه کسي رو دوست داري نه براش ستاره باش نه آفتاب چون هردوشون مهمون زود گذرند. پس براش آسمون باش که هميشه بالاي سرش باشی
تنها کسي که در زندگي مرا شاد مي کند کسي است که به من مي گويد: تو مرا شاد مي کني
اين روزها نه مجالي براي دلتنگي دارم نه حوصله اش را................ ولي با اين همه گاه گاهي دلم هواي تو را مي کند
و چه تلخ است لذت را "تنها" بردن و چه زشت است زيبايي ها را تنها ديدن و چه بدبختي آزاردهنده اي ست "تنها" خوشبخت بودن
اینو بدون که اگه کسی وارد زندگیت شد و گذاشتو رفت علاوه بر اینکه یه خاطره به جا می ذاره می تونه یه تجربه هم به جا بذاره پس سعی کن خاطره های خوب و تجربه های مفید رو به خاطر بسپاری.....دوست داشته باش تا دوستت داشته باشند
واسه جواب نامه ات... مي دونم که خيلي ديره..بزار به حساب غربت ... نکنه دلت بگيره .. عزيزم بگوببينم که چه رنگه روزگارت...حالمو اگه بپرسي خوبي تعريفي نداره..چون بلا تکليفه اخه تکليفي نداره.. نکنه ازم برنجي تشنه ام تشنه بارون ...چقدراز دريا دورم.. بازي سرنوشته رو قشنگ هاخط کشيده زشتارو واسم گذاشته
شعر و از عطر بهار....عشق يعني يك تمنا , يك نياز.... زمزمه از عاشقي با سوز و ساز....عشق يعني چشم خيس مست او.....زير باران دست تو در دست او ....عشق يعني ملتهب از يك نگاه...غرق در گلبوسه تا وقت پگاه.... عشق يعني عطر خجلت ....شور عشق..... گرمي دست تو در آغوش عشق.......... عشق يعني "بي تو هرگز "...پس بمان....تا سحر از عاشقي با او بخوان.....عشق يعني هر چه داري نيم كن.......از برايش قلب خود تقديم كن....
روزها و ساعتها و دقيقها و ثانيها و عمر ما ميگذرد و ما هنوز حيرانيم که ديروز چه شد و فردا چه خواهد شد
مواظب افکارتان باشيد که آنها تبديل به گفتار شما مي شوند . مواظب گفتارتان باشيد که آنها تبديل به اعمالتان مي شوند . مواظب اعمالتان باشيد که آنها تبديل به عادتهايتان مي شوند . مواظب عادتهايتان باشيد که آنها تبديل به شخصيت شما مي شود
هنگامي که محبت به شما اشاره مي کند،
به دنبالش برويد،
اگر چه داراي راههاي دشوار و پر فراز و نشيب بوده باشد.
شاگردی از استادش پرسيد:" عشق چست؟ "
استاد در جواب گفت: " به گندم زار برو و پر خوشه ترين شاخه را بياور. اما در هنگام عبور از گندم زار، به ياد داشته باش که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچينی! "
شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت. استاد پرسيد: "چه آوردی؟ "
و شاگرد با حسرت جواب داد: " هيچ! هر چه جلو ميرفتم، خوشه های پر پشت تر ميديدم و به اميد پيدا کردن پرپشت ترين، تا انتهای گندم زار رفتم ."
استاد گفت: " عشق يعنی همين! "
استاد به سخن آمد که : " به جنگل برو و بلندترين درخت را بياور. اما به ياد داشته باش که باز هم نمی توانی به عقب برگردی! "
شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهی با درختی برگشت . استاد پرسيد که شاگرد را چه شد و او در جواب گفت: " به جنگل رفتم و اولين درخت بلندی را که ديدم، انتخاب کردم. ترسيدم که اگر جلو بروم، باز هم دست خالی برگردم."
استاد باز گفت: " ازدواج هم يعنی همين!!
اگر دنياي ما دنياي سنگ است بدان سنگيني سنگ هم قشنگ است اگر دنياي ما دنياي درد است بدان عاشق شدن از بحررنج است اگر عاشق شدن پس يک گناه است دل عاشق شکستن صد گناه است
من بی پناهم تو بی گناهی - دل به تو دادم ، چه اشتباهی از تو کشیدم شکل کبوتر - نقاشی ام رو بگذار و بگذر تو این نبودی ، من بد کشیدم - آخه دلت رو هرگز ندیدم تو بی گناهی ، من بی پناهم - ایمن بمانی از اشک و آهم
خدا هيچوقت از تو سئوال نمی کنه که چه نوع ماشينی رو روندی؟ اما حتما از تو خواهد پرسيد که چند نفر رو که وسيله نداشتند به مقصد رسوندی؟
اگر دنياي ما دنياي سنگ است بدان سنگيني سنگ هم قشنگ است اگر دنياي ما دنياي درد است بدان عاشق شدن از بحررنج است اگر عاشق شدن پس يک گناه است دل عاشق شکستن صد گناه است
من بی پناهم تو بی گناهی - دل به تو دادم ، چه اشتباهی از تو کشیدم شکل کبوتر - نقاشی ام رو بگذار و بگذر تو این نبودی ، من بد کشیدم - آخه دلت رو هرگز ندیدم تو بی گناهی ، من بی پناهم - ایمن بمانی از اشک و آهم
خدا هيچوقت از تو سئوال نمی کنه که چه نوع ماشينی رو روندی؟ اما حتما از تو خواهد پرسيد که چند نفر رو که وسيله نداشتند به مقصد رسوندی؟


اینو بدون که قلبم توی دستت اسیره اشک غم رو گونه هام مثل چشمه ای روونه
میخوام بدون عشقت دیگه دنیا نباشه نزار بی تو بمونم دلم از تو جدا شه
بی تو حتی نمیشه دیگه تنها بمونم توی سکوت غم ها به یاد تو بخونم
بی تو دلم خون میشه اگه نیایی کنارم با تو هر جا باشم دیگه غمی ندارم
چرا گذاشتی رفتی منو با خاطراتت نگفتی من میمیرم بدون از عشق پاکت
به انتظار نشستم تو خلوت و تنهایی تا که بیایی دوباره دیگه تنهام نزاری
اینو میخوام بدونی توی دستت اسیرم اسیر اون نگاهت از عشق تو میمیرم
ای که برام خدایی نزار تنها بمونم تو این دیار غربت از بی کسی بخونم
ای کاش میشد بدونی از تو نگام بخونی قصه ی بودنت رو برام از نو بخونی
اونم عکسشو می گیرم میزارم ![]()

۱ جدولایی که رو تک تک اونا من خاطره دارم
صبحا که می خوام برم سر کار می بینم کفترهای عشق نشستن صندلی ۱.۵ متر هست ولی ۳۰سانتیمتر بیشتر اشغال نیست ![]()
![]()
پارک سر کوچه ![]()






